آموزش تکمیلی فقه و اصول مدرسه شهیدین (ره) دوره آموزشی ـ کاربردی رجال را با حضور استاد معظم سید علیرضا حسینی شیرازی (حفظه الله) عضو هیات تدوین نرم افزار درایة النور و پژوهشگر علوم حدیث و رجال از تاریخ ۱۳۹۷/۹/۱۰ آغاز نموده است.

در این صفحه فایل های صوتی جلسات برگزار شده به همراه متن چکیده جلسات جهت استفاده دوست داران علم رجال قرار می گیرد.

 

 جلسه اول - ۱۳۹۷/۹/۱۰ 

 چکیده: 

دانش رجال دانشی است که از ویژگی های تاثیرگذار راویان در پذیرش یا عدم پذیرش اخبار آن ها سخن می گوید. این تعریف معطوف به نگرش داشتن روایات صحیح، حسن، موثق و ضعیف است.
تعریف حدیث صحیح: اگر یک حدیث تمام راویان امامیِ صحیح المذهب بودند و وثاقت هم داشتند و ارتباط بین تمام سلسله راویان برقرار بود حدیث صحیح است.
تعریف حدیث موثق: وثاقت در موارد همه راویان وجود دارد؛ همچنین اتصال هم هست اما یک راوی یا بیش از یک راوی صحیح المذهب نیستند.
تعریف حدیث حسن: راوی امامی صحیح المذهب باشد و اتصال در سند هم باشد ولی مدح یک یا چند راوی دون حد التوثیق باشد.
بر پایه این نگرش اگر بخواهید در دانش رجال وارد شوید به سه چیز اصلی نیاز دارید:
۱. شناخت وثاقت راوی ۲. شناخت مذهب راوی ۳. شناخت طبقه راوی (به این سه مورد نیاز های اصلی دانش رجال گفته می شود)
برای شناخت این ویژگی ها باید بین کتاب های رجالی و حدیثی ارتباط برقرار کنیم، یکی از موانعی که در برقراری این ارتباط وجود دارد اشتراک عناوین راویان است.
تعریف اشتراک: یعنی امکان تطبیق یک عنوان بر بیش از یک مصداق.
اشتراک یک پدیده است و علت نیاز به بررسی آن در جلسه بعد ذکر خواهد شد....

 دانلود فایل صوتی [M4A / ۷۴.۲۹ MB]

 

 جلسه دوم - ۱۳۹۷/۹/۱۷ 

 چکیده:

... وثاقت و ضعف راوی، مذهب راوی و طبقه راوی سه نیاز اولیه دانش رجال است. برای دستیابی به این سه نیاز باید بین کتب رجالی و حدیثی ارتباط بر قرار کنیم. در برقراری این ارتباط با چالش ها و کمبودهایی مواجه می شویم که این چالش ها به مرور مسائلی را به علم رجال تحمیل می کنند.

چالش اول: اشتراک
تعریف اشتراک: امکان تطبیق یک عنوان بر بیش از یک مصداق.
چرا اشتراک مانع است؟ چون وقتی می گوییم احمد بن محمد ممکن است احمد بن محمد بن عیسی باشد، ممکن است احمد بن محمد بن خالد برقی باشد.... (برخی فاسد المذهبند، و برخی در پایین تر مرحله ضعفند، و برخی در بالاترین مرتبه وثاقتند) اشتراک نیاز تمییز مشترکات را به دانش رجال تحمیل می کند.

چالش دوم: ترادف
تعریف ترادف: یک راوی است که دارای چند عنوان است.
مثال : اسم محمد بن ابی عمیر را شنیده اید و می شناسید ولی عناوین محمد بن زیاد بن عیسی، ابواحمد ازدی، ابوعلی بجلی عناوین دیگر محمد بن ابی عمیر است که معروف نیستند. نیازی که ترادف به دانش رجال تحمیل می کند تمییز مشترکات است.

وقتی با عناوین دوم و سوم به کتب رجالی رجوع می کنیم به توهم سکوت دانشمند رجالی مواجه می شویم و سکوت دانشمند رجالی به معنای مجهول بودن راوی می باشد، یعنی ما راوی را مجهول تلقی می کنیم و وقتی راوی را مجهول تلقی کنیم سند ضعیف می شود.


تفاوت ترادف و اشتراک: ترادف از جهت ماهیت با اشتراک مخالف است. اشتراک یک عنوان چند مصداق است و ترادف یک راوی است و چند عنوان. چالش ترادف نیاز به توحید مختلفات را تحمیل می کند.

فرایند توحید مختلفات: اصل تعدد عناوین یک راوی ـ با عنوان که برخورد می کنیم احتمال دارد ابومحمد الخزاز همان حسن بن علی الوشاء باشد ـ اثبات احتمال

چالش سوم: تحریف
تحریف یعنی اشتباه در عنوان راوی
ضرر تحریف: از اعتبار انداختن احادیث معتبر ـ اعتبار بخشیدن به احادیث ضعیف ـ تقلیل درجه اعتبار حدیث
تحریف چند نیاز را به دانش رجال تحمیل می کند:
۱. شناخت عنوان محرّف
۲. راهکارهای دستیابی به عنوان صحیح

 دانلود فایل صوتی [M4A / ۷۴.۳۵ MB]

 

 جلسه سوم - ۱۳۹۷/۹/۲۴ 

  چکیده:

... یکی دیگر از پدیده ها و چالش های دانش رجال کمبود اطلاعات رجالی است که نیاز به توثیقات عامه را به دانش رجال تحمیل می کند. توثیقات عامه به دو گونه است: الف. توثیقات عام قولی ب. توثیقات عام رفتاری
یکی دیگر از پدیده ها و چالش های دانش رجال تعارض جرح و تعدیل می باشد. جرح و تعدیل یعنی اختلاف دیدگاههای دانشمندان رجالی با یکدیگر؛ در تعارض جرح و تعدیل دو سوال پیش می آید که چرا جرح و تعدیل وجود دارد و راه حل پدیده تعارض جرح و تعدیل چیست؟
از جواب چرایی جرح و تعدیل دو نیاز پدید آمد:

۱. شناخت مبانی توثیق و تضعیف؛
در دانش رجال مهمترین نکته برای موضع گیری در برابر داوری ها شناخت مبانی دانشمندان رجالی است. دلیل شناخت مبانی، تفاوت مبانی دانشمندان رجالی با همدیگر است. مثال عینی: نجاشی درباره اعتبار ابن ولید پدر میگوید: خیلی معتبر است ولی در عین حال همه آراء رجالی ابن ولید را نمی پذیرد. این اختلاف مبانی باعث می شود که اگر رأی یا آرای مختلفی طبق یک مبنی برای یک مطلب اقامه شود، و شما بتوانید این مبنا را از بین ببرید نظر همه این افراد از اعتبار می افتد.

۲. مفهوم شناسی؛
یک واقعیت غیر قابل انکار حضور پر رنگ راویان کذاب و تضعیف شده است، امروزه هجمه ای که به تراث امامتی ما شده، همه بر پایه حضور پر رنگ راویان متهم به غلوّ در مباحث امامتی است...

 دانلود فایل صوتی [M4A / ۸۰.۴۲ MB]

 

 جلسه چهارم - ۱۳۹۷/۱۰/۸ 

  چکیده:

۱. یکی از مسائلی که در کتاب های حدیثی با آن روبرو هستیم سند کتاب ها است؛ در سند کتاب ها نکته ای که اجمالا مورد نیاز است و عدم توجه به آن می تواند مشکل ساز باشد شیوه های سندنگاری است. شیوه های سندنگاری کامل دو گونه است:

شیوه اول: بدون تکیه بر هیچ منبع یا جایگاهی دیگر: نقطه شروع اساتید صاحب کتاب هستند و نقطه پایان معصومین علیهم السلام. (مثل کافی)

شیوه دوم: سند نگاری با تکیه بر مشیخه: نقطه شروع سند اساتید صاحب کتاب نیستند، بلکه سند از کسانی شروع شده است که ممکن است چند قرن با هم فاصله داشته باشند. (مثل من لایحضره الفقیه)

البته برخی کتاب ها ترکیبی است. مثل تهذیب الاحکام، که بخش اول آن به شیوه اول و بخش پایانی آن به شیوه دوم نگارش یافته است.

توضیح مشیخه: مشیخه جایگاهی است در انتهای کتاب برای تکمیل کردن اسنادی که در نگاه اول سند مرسل به نظر می آیند و کارکرد آن خارج کردن روایات به ظاهر مرسل از ارسال و مسند کردن آنهاست. اگر مبنای رجالی ما ضرورت الحاق مشیخه به ابتدای سند باشد، یکی از مشکلات پیش روی ما، کشف چگونگی الحاق اسناد مشیخه به اسناد درون متن است، که بسیار کار سختی است.


۲. ما اطلاعات رجالی را از کتب رجالی می گیریم، وظیفه کتب رجالی این است که وثاقت یا ضعف، مذهب و طبقه راوی را به ما معرفی کنند. هویت هر دانشی را چند امر تشکیل می دهد: موضوع، مسائل، راهکارها و مفاهیم. جایگاه کشف موضوع، مسائل، راهکارها و مفاهیم دانش رجال، کتاب های رجالی است.

۳. کتب رجالی اصلی شیعه:
۱) رجال برقی ۲) رجال کشی ۳) رجال ابن غضائری ۴) رجال (فهرست) نجاشی ۵) فهرست شیخ طوسی ۶) رجال شیخ طوسی

۴. القاب: (گونه شناسی القاب در تمییز مشترکات استفاده می شود)

الف) القاب جغرافیایی: القاب ناظر به شهر، روستا، یک منطقه جغرافیایی که یا خواستگاه و محل زیست راوی بوده یا محل تحصیل راوی بوده، یا محل خدمت و بازدهی راوی بوده است. به عنوان مثال برقی یکی از آن القاب است، برقی نسبت به برقرود یا برقراز قم بوده که ظاهرا از نظر جغرافیایی حوالی میدان سعیدی فعلی بوده است. البته بسیاری از القاب جغرافیایی القاب اصیل نیستند بلکه القاب عارضی هستند.

ب) القاب صنفی یا شغلی، که خود به دو دسته تقسیم می شود: اصیل (شغل خود شخص) و عارضی (شغل آباء و اجداد شخص)

ج) القاب قبیله ای: قبیله به معنای عامش: که شامل لقب اصیل (شخص واقعاً عرب است مثلا)، لقب سکونت (اصالتاً از آن منطقه نیست ولی به آنجا کوچ کرده است)، عهد و پیمان (عهد و پیمان با قبیله ای عرب بسته مثلا)، لقب ولاء عتق (که بیشترین مصادیق بعد از اصالت، لقب ولاء عتق است، که در آن خود فرد یا یکی از اجداد او در یکی از جنگها، بنده یکی از افراد یک قبیله شده و بعد آزاد شده، به آن قبیله منسوب می شود)
د. القاب راجع به فیزیک شخص: ویژگی های ظاهری به شخص یک نمودی می داده که به لحاظ آن نمود به آن لفظ تعبیرش می کردند.

 دانلود فایل صوتی [M4A / ۷۹.۵۶ MB]

 

 جلسه پنجم - ۱۳۹۷/۱۰/۱۵ 

  چکیده:

انواع گرایش ها در تدوین کتب شش گانه رجالی:

۱. فهرست نگاری و معرفی راویان صاحب اثر:
کتاب فهرست شیخ طوسی و رجال (فهرست) نجاشی طبق این گرایش نگارش شده اند.

۲. طبقات نگاری:
کتاب هایی که به معرفی عصر فعالیت حدیثی راوی می پردازند. کتاب رجال برقی و رجال شیخ طوسی بر پایه طبقات نگاری هستند.

۳. نگارش بر پایه جرح و تعدیل:
هر عنوانی در این نوع می آید باید دارای توصیف باشد. کتاب رجال ابن غضائری بر پایه جرح و تعدیل نگارش شده است.

۴. پراکنده نگاری:
جریان های پیرامون یک راوی را بیان می کند و دارای چهار بخش (اطلاعات هویت شناسی، جغرافیایی، توثیق و تضعیف و جریان شناسی) می باشد.
کتاب رجال کشی بر پایه این گرایش تالیف شده است
نکته: موضوع گزاره های توصیفی در کتابهای رجالی راوی صاحب اثر است، تقریبا هر راوی که در این کتاب ها توصیف شده است، راوی صاحب اثر می باشد.

 دانلود فایل صوتی [M4A / ۷۳.۹۹ MB]

 

 جلسه ششم - ۱۳۹۷/۱۰/۲۲ 

  چکیده:

هفتمین کتاب رجالی شیعه که معمولا در معرفی کتاب های رجالی مورد اهتمام رجال پژوهان نیست کتاب رساله ابی غالب زراری است. این کتاب رساله ای است که ایشان برای نوه خودشان نوشته اند. ابوغالب زراری (احمد بن محمد بن محمد بن سلیمان بن الحسن بن جهم بن بکیر بن اعین بن سنسن، ابوغالب الزراری، که از نظر نسب به برادر زراره، بکیر بن اعین می رسد) در عصر خودش بزرگترین استاد حدیث، بلکه شیخ الطائفه بوده است.
بخش اول این رساله معرفی خاندان اعین است و بخش دوم به معرفی کتاب های حدیثی شیعه ـ که تا آن زمان در اختیارش بوده است ـ می پردازد. رساله ابوغالب زراری در گرایش، گرایش فهرست نگاری دارد.

ما سه سوال در اینجا داریم:
سؤال اول: دلیل یا دلائل تاریخی اینکه دانشمندان رجالی ما نگاه توصیفی خودشان را معطوف به صاحبان آثار کرده اند چیست؟
سؤال دوم: چرا صاحبان آثار توصیف شده اند؟
سؤال سوم: چرا راویانی که کتاب ندارند توثیق و تضعیف نشده اند؟
برای فهم جواب این سوال ها نیاز به بازخوانی تاریخ حدیث داریم.
در تاریخ حدیث از چند چیز سخن می گوییم:
۱. نقطه تاریخی شروع و استمرار احادیث شیعه: از زمان امام باقر علیه السلام.
۲. حوزه های حدیثی شیعه: کوفه (مخاطب مستقیم)، قم، بغداد. در این حوزه های حدیثی شیعه حداقل سه نکته مهم است: شرائط و نیازها، میزان استقبال از احادیث، قواعد حاکم بر پذیرش یا رد اخبار (نوع نگرش یک حوزه به اخبار معتبر و غیر معتبر (نگاه رجالی)).
یکی از بزرگترین اشکالات بعد از حوزه حله، جهل به تاریخ حدیث است. در نظام اعتبار سنجی پیشینیان، نظام تعیین حجیت روایات، قرینه محور بوده است، اما در حوزه حله که ـ در اواخر قرن هفتم و ابتدای قرن هشتم رونق داشته، ـ تقسیم بندی احادیث به صحیح و موثق و حسن شروع شد و نظام قرینه محور به نظام راوی محور تغییر رویکرد داد.
دو توجیه برای علت تغییر نظام از قرینه محوری به نظام راوی محور:
۱. امکان دستیابی به قرائن وجود نداشته است.
۲. مرحوم علامه با دو گونه گویش روبرو بودند: گویش درون شیعی و گویش برون شیعی؛ که در گویش دوم به واژگان مشترک با عامه نیازمند شده اند و لذا به سراغ این تقسیم بندی رفته است.

 دانلود فایل صوتی [AAC / ۴۳.۴۵ MB]

  

 جلسه هفتم - ۱۳۹۷/۱۱/۶ 

  چکیده:

تمرکز دانشمندان رجالی بر توصیف راویان صاحب اثر ریشه در رفتار اهل بیت علیهم السلام دارد.
در صحیحه عیسی بن السری، امام صادق ع به سه بازه زمانی در زمان حیات امام باقر علیهما السلام و قبل از حیات ایشان، اشاره می کند:
بازه اول: قبل از زمان امام باقر ع: در این دوره شیعه تقریبا هیچ چیز از مناسک حج و حلال و حرامش را نمی شناخت.
بازه دوم: زمان امام باقر ع: در این دوره حضرت امام باقر علیه السلام آنچه شیعه نمی دانست را برای شیعه تبیین فرمود.
بازه سوم: بازه تحول فرهنگی: در اواخر دوران عمر امام باقر ع، حضرت توانست تحولی فرهنگی در شیعه ایجاد کند.

چگونگی ایجاد تحول فرهنگی: وقتی در لابه لای داده های تاریخی مرتبط با فرهنگ شیعه می گردیم، شاهد یک پدیده ای هستیم از زمان امام باقر علیه السلام تحت عنوان مدیریت فرهنگی.

مراحل مدیریت فرهنگی:

۱. گفتمان تشویق به دین پژوهی که خروجی این مرحله پیدایش راویان دین شناس و دین گستر بود.
۲. دستور به نگارش یافته های دین شناختی
۳. دستور به درس گرفتن کتابها از نویسندگان آنها

مراحل درس گرفتن:

مرحله اول: استنساخ
مرحله دوم: سماع از استاد یا قرائت نزد استاد
مرحله سوم: اجازه تحدیث

انواع تحمل حدیث:

نوع اول: تحمل از مسیر سماع یا قرائت

که خود بر سه قسم است: سماع شاگرد از استاد ـ قرائت شاگرد بر استاد ـ قرائت نوبتی شاگردان در محضر استاد
بالاترین نوع تحمل، تحمل از مسیر سماع یا قرائت است

نوع دوم: تحمل اجازه ای:

۱. اجازه همراه با مناوله به شیء معین: اجازه به شی معین همراه با مناوله. یعنی تقدیم.
بعد از سه نوع پیشین، این نوع بالاترین نوع تحمل است، چون انتساب کتاب به مولفش مشخص است و شی مشخصی هم اجازه داده شده است.
۲. اجازه بدون مناوله به شیء معین
۳. اجازه بدون مناوله به شیء غیر معین اما به فرد معین: این نوع اجازه نشانه بلوغ علمی شاگرد است.
۴. اجازه به افراد غیر معین بدون مناوله به شی غیر معین: خیلی کم است، به طوری که می شود گفت محقق نشده است.

نوع سوم: تحمل وجاده ای:

وجاده پایین ترین نوع تحمل است که ـ مگر در صورت اضطرار ـ مورد قبول قرار نمی گیرد.

شیوه انگیزه سازی امام برای دین پژوه شدن: با بزرگ جلوه دادن و تاثیر گذار نشان دادن حرکت فرهنگی دینی که به عنوان نمونه هفتاد هزار عابد هم به پای شما نخواهد رسید.

 دانلود فایل صوتی [AAC / ۴۶ MB]

 

 جلسه هشتم - ۱۳۹۷/۱۱/۱۳ 

 چکیده:

خروجی گام اول مدیریت فرهنگی: پیدایش راویان دین شناس و دین گستر

اصحاب اجماع:
راویان از امام باقر و امام صادق علیهما السلام، طبقه اول اصحاب اجماع محسوب می شوند. (زراره، محمد بن مسلم، برید، ابو بصیر، فضیل بن یسار، معروف بن خربوذ مکی)
راویان از امام صادق و امام کاظم علیهما السلام، طبقه دوم اصحاب اجماع محسوب می شوند. (جمیل بن دراج، عبدالله بن مسکان، عبد الله بن بکیر، ابان بن عثمان، حماد بن عثمان، حماد بن عیسی)
راویان از امام کاظم و امام رضا علیهما السلام، طبقه سوم اصحاب اجماع محسوب می شوند. (ابن ابی عمیر، صفوان، بزنطی، حسن بن محبوب، فضاله بن ایوب، ابن فضال یا عثمان بن عیسی کلابی)
در هر طبقه شش نفر به عنوان اصحاب اجماع شمرده شده اند.
از امام باقر ۳۶۰ راوی روایت کرده اند. ۵۴ درصد روایات از امام باقر علیه السلام از سه نفر است: به ترتیب: محمد بن مسلم، زراره، یحیی ابوبصیر الاسدی.

ویژگی های برخی از اصحاب اجماع:
محمد بن مسلم: پرکارترین راوی از امام باقر علیه اسلام است. در رابطه با محمد بن مسلم برخی از دانشمندان بزرگ رجالی شیعه می فرمایند: ما کان احد من الشیعه افقه من محمد بن مسلم، فقیه ورع صحب اباجعفر و اباعبدالله علیهما السلام و روی عنهما.
یکی از شاگردان محمد بن مسلم علاء بن رزین است که خودش یکی از دانشمندان بزرگ است.
زرارة بن اعین شیبانی: دومین فردی که بیشترین روایت را از وجود امام باقر علیه السلام داشته است. نجاشی در رابطه با زراره می فرماید: «شیخ اصحابنا فی زمانه و کان قارئاً فقیهاً متکلماً قد اجتمعت فیه خلال الفضل و الدین صادقا فیما یرویه».
جمیل بن دراج که افقه فقهای طبقه دوم اصحاب اجماع است یکی از شاگردان زراره است.
این ها مصادیقی هستند که نشانگر به ثمر رسیدن گام اول مدیریت فرهنگی امام باقر علیه السلام بود.

 دانلود فایل صوتی [AAC /۵۶.۹ MB]

 

 جلسه نهم - ۱۳۹۷/۱۱/۲۷ 

 چکیده:

گام دوم: دستور به نگارش یافته های دین شناختی


عواملی که باعث نگارش کتاب های حدیثی شد:

یک) نوشتن به هدف در امان ماندن از اشتباه و فراموشی.
دو) به دلیل نیازمندی به آن ها
سه) نوشتن به بهترین شکل، تا آیندگان بتوانند بدون هیچ ابهامی بهره ببرند.
چهار) نوشتن و انتشار نوشته ها

شواهدی از روایات برای هر یک از این چهار هدف وجود دارد:

- اکتبوا فانکم لاتحفظون حتی تکتبون
- احتفظوا بکتبکم فانکم سوف تحتاجون الیها.
- اکتب و بث علمک فی اخوانک.
- اعربوا حدیثنا فانا قوم فصحاء.

دو مورد از پدیده هایی که به برکت مدیریت فرهنگی نهاد امامت و کتابت حدیث به وجود آمد:

۱. ریزش از بدنه عامه و رویش در جامعه شیعه.
۲. تعدادی از افراد منصف عامه که دست از عامیگری بر نمی دارند، اما می آیند از حضرات معصومین معارف دینی را می گیرند.

گام سوم: درس گرفتن کتاب ها از صاحبان کتاب ها در زمانی که صاحب کتاب زنده است و در زمانی که زنده نیست، از شاگردان آن ها درس می گیرند.
بهترین راه حل برای رسیدن کتب به آیندگان با بالاترین ضریب اطمینان و کمترین میزان آسیب پذیری، سماع و قرائت است.

دانلود فایل صوتی [AAC / ۴۳.۸ MB]

 

 جلسه دهم - ۱۳۹۷/۱۲/۴ 

 چکیده: 

گام سوم مدیریت فرهنگی: درس گرفتن نگاشته ها از نویسندگان کتاب های حدیثی و در نبود آن ها درس گرفتن از شاگردان.
شواهدی در روایات و کتاب های رجالی بر برداشته شدن گام سوم وجود دارد. روایاتی نظیر صحیحه عبدالله بن سنان و غیر آن که دلالت می کنند بر این که نهاد امامت به هیچ وجه از طی شدن فرایند سماع و قرائت کوتاه نیامدند.

نکته: فرایند سماع و قرائت یک سیره مستمره است که در طول تاریخ حدیث شیعه ترک نشده است و همیشه در بین اصحاب متداول بوده است. شواهد فراوانی در طول تاریخ در این رابطه وجود دارد. از جمله این شواهد می توان به این مورد اشاره داشت که شیخ مفید بیش از ۲۰۰ کتاب دارند، شیخ طوسی می فرماید: در طول چهار سال این دویست کتاب را بارها یا خودم قرائت می کردم یا دیگران قرائت می کردند و من استماع می کردم.

از سیره مستمره اصحاب برداشت می شود که اصحاب به طی شدن فرایند سماع و قرائت اهمیت فراوانی می دادند.
شواهدی برای این سیره ذکر شده است که از جمله آن ها می توان به این مورد اشاره داشت: سکونی ۳۶ کتاب دارد که همه این کتب توسط دو شاگردش [ابن زبیر و ابن عقده] به نسل های بعدی منتقل شده است و از این میان اصحاب ۳۵ کتاب سکونی را قبول دارند، ولی کتاب «اصفیاء امیرالمومنین علیه السلام» را به دلیل این که شاگردان ابن زبیر و ابن عقده فرایند سماع و قرائت را در مورد این کتاب طی نکرده اند، قبول ندارند.
بنابر این فرایند سماع و قرائت یک سیره مستمره است و تخطی از این سیره موجب زیر سوال رفتن و انگشت نما شدن شخص می شود.

 دانلود فایل صوتی [AAC / ۴۴.۱۰ MB]

 

 جلسه یازدهم - ۱۳۹۷/۱۲/۱۱ 

 چکیده: 

ادامه شواهدی که حکایت از گستردگی سماع و قرائت در بستر انتقال احادیث شیعه داشته اند:
۱. کتاب کافی مرحوم کلینی به رغم اینکه به کوفه رفته، و جناب احمد بن احمد الکوفی شاگرد بی واسطه مرحوم کلینی است، ولی با این وجود، باعث نشده که بدون سماع و قرائت بین محدثان رد و بدل شود.
۲. مرحوم صدوق و چگونگی ارتباط گیری پدر نجاشی با کتب صدوق و خود نجاشی با آن کتب: أخبرني بجميع كتبه و قرأت بعضها على والدي علي بن أحمد بن العباس النجاشي رحمه الله و قال لي: أجازني جميع كتبه لما سمعنا منه ببغداد؛ یعنی پدرم با سماع این کتب را گرفته و من هم بعضی از این کتاب ها را بر پدرم قرائت کردم.
۳. حسن بن احمد بن قاسم: قرأت عليه فوائد كثيرة و قرئ عليه و أنا أسمع: در این ترجمه نیز بحث سماع و قرائت وجود دارد.
شواهد دیگری نیز بر بحث استمرار سماع و قرائت وجود دارد که در ترجمه انس بن عیاض، سکونی، ثعلبه بن میمون، جعفر بن محمد بن قولویه، حریز بن عبدالله، حصین بن المخارق، عبدالله بن علی بن الحسین، عبدالله بن احمد بن عامر، نصر بن عامر بن وهب، یحیی بن عمران، یعقوب بن شیبه، ابوالحسن میمونی، حماد بن عیسی، محمد بن ابی عمیر، محمد بن ابراهیم، (صاحب کتاب الغیبه) به آنها اشاره شده است.
معمولاً محدثان تا حد توان از فرایند سماع و قرائت تبعیت می کردند، ولی طبیعی است که نمی شود هزاران هزار کتاب را قرائت کرد، لذا برخی از محدثین در فرایند سماع و قرائت تنها بعضی از کتبی که برایشان اولویت داشته را سماع و قرائت می کردند.

 دانلود فایل صوتی [AAC /۴۳.۲۰ MB]

  

 جلسه دوازدهم - ۱۳۹۷/۱۲/۱۸ 

 چکیده: 

تقسیم بندی های مختلف راویان:
۱. تقسیم بندی روات به لحاظ عصر فعالیت حدیثی راوی
۲. تقسیم بندی روات به لحاظ حوزه فعالیت حدیثی راوی
۳. تقسیم بندی روات به لحاظ خاندان و خانواده راوی
۴. تقسیم بندی روات به لحاظ تخصص و ویژگی های راوی
۵. تقسیم بندی روات به لحاظ عرب بودن یا غیر عرب بودن راوی
۶. تقسیم بندی روات به لحاظ دارای کتاب بودن یا نبودن راوی

برای هر یک از این تقسیم بندی ها فوایدی ذکر شده است.

نکته دیگری درباره فرایند سماع و قرائت: در عرصه فهرست نگاری خیلی به قضیه سماع و قرائت پرداخته نشده است. شواهدی در این زمینه وجود دارد که فرایند سماع و قرائت یک سیره مستمره بین محدثان در عرصه عملی تعامل با حدیث و کتاب های حدیثی بوده است؛ ولی در عرصه فهرست نگاری خیلی به این مطلب نمی پرداختند.

پیامدهای کتاب محور شدن شیعه:
۱.افزایش توان دین شناسی شیعیان
۲.امکان پاسخ گویی به نیازهای نوپیدای فرهنگی در بستر جامعه
۳.ایمن سازی بستر انتقال احادیث شیعه (با حاکمیت فرایند سماع و قرائت)
۴.رقم خوردن روشی ویژه در اعتبار سنجی احادیث شیعه
۵.پیدایش نقش دو گانه برای راویان و امکان تفکیک میان دو نقش در ارزیابی
۶.پیدایش مفهومی ویژه از وثاقت و ضعف
۷.امکان بازخوانی و تجدید نظر در داوری های رجالیان پیشین

روش حدیث خوانی:
اصل اول: طلبه در هر سطحی که باشد گام های اولیه حدیث خوانی اش حتما باید با استاد باشد.
اصل دوم: حدیث را از کجا بخوانیم و چگونه بخوانیم؟
سه یا چهار کتاب حتما اول باید خوانده شود: اول کتاب فضل العلم است، کتاب دوم کتاب العشره است، کتاب سوم کتاب الحجه کافی است، کتاب چهارم کتاب فضل القرآن است.
این مجموعه را اگر شما با استاد بخوانید با روش حدیث خوانی، مفهوم گیری، ارتباط دادن احادیث به یکدیگر آشنا می شوید.
چگونه بخوانیم؟ هر حدیثی را می خوانید باید به تناسب تعداد موضوعات یک نمایه بزنید، همه نمایه های حدیث را جمع می زنید، می شود کل باب، انتهای هر بابی شما باید بتوانید چهار سطر در مورد باب نسبت به پیام یا پیام های کلی باب بنویسید، جمع پیام یا پیام های باب می شود پیام های کتاب.

 دانلود فایل صوتی [AAC /۳۹.۳۱ MB]

 

 جلسه سیزدهم - ۱۳۹۸/۱/۱۷ 

 چکیده: 

اولین پیامد از پیامدهای هفتگانه مدیریت فرهنگی نهاد امامت افزایش توان دین شناسی اصحاب بود. شواهدی در لابلای متون حدیثی و گزارش های کتاب های رجالی فهرستی بر توانمندی علمی شیعه در عرصه دین شناسی وجود دارد.
از جمله داده های دیگر که می شود در این راستا ما ببینیم و از آنها استفاده کنیم داده های بسیار پراکنده و گسترده در کتاب های رجالی است. در دوران امام باقر علیه السلام نقطه آغازین حرکت اصلاح فرهنگی و ترمیم فرهنگ شیعه است. کل روایات حضرت در کتب اربعه حدودا ۸۰۰۰ روایت است. که بیشتر راویان یک یا دو روایت دارند و فقط ۴ الی ۵ راوی پرکار وجود دارد: محمد بن مسلم، زراره، ابوبصیر، محمدبن قیس، جابر بن یزید ؛ ولی دامنه روایات حضرت امام صادق در کتب اربعه به ۳۱ هزار حدیث می رسد که تقریبا چهار برابر شده است و همچنین اصحاب پرکار حضرت ۳۰ نفر گسترش پیدا می کنند.
از دیگر شواهد افزایش توان دین شناسی اصحاب می توان به ترجمه اصحاب و مقایسه آنها و تاثیر اصحاب بر شاگردانشان نام برد.
از جمله ترجمه هایی که می توان به عنوان شاهد برای افزایش توان دین شناسی اصحاب به آنها اشاره کرد:
۱. ترجمه محمد بن مسلم و علاء بن رزین و تاثیر شخصیت محمد بن مسلم در شکل گیری شخصیت علمی علاء بن رزین.
۲. ترجمه زراره بن اعین و جمیل بن دراج و تاثیر شخصیت محمد بن مسلم در شکل گیری شخصیت علمی جمیل بن دراج.
پیامد دوم مدیریت فرهنگی نهاد امامت امکان پاسخگویی به نیازهای نو است. از جمله شواهد دیگر می توان به وجود کتاب ها و نوشته هایی اشاره کرد که به وسیله آن ها، کتابهایی مثل کافی و تهذیب و من لایحضره الفقیه نگاشته شده است.

 دانلود فایل صوتی [RAR /۳.۴۵ MB]

 

 جلسه چهاردهم - ۱۳۹۸/۱/۲۴ 

 چکیده: 

نقد محتوایی احادیث:
در گذشته تاریخ حدیث شیعه این گونه نبوده است که هر حدیثی از هر کسی پذیرفته شود حتی اگر راوی راستگو باشد، بلکه اصحاب ما محتوای حدیث را تحلیل می کردند، اگر با بدنه و مجموعه قابل پذیرششان هماهنگ و هم سو بود می پذیرفتند و اگر نبود نمی پذیرفتند.
افراط در نقد محتوایی احادیث:
نقد محتوایی در یک مقطع تاریخی دچار یک افراط شد، به گونه ای که شاید یک سهم حداکثری در خصوص بعضی اصحاب به وجود آمد که دامنه ریزش احادیثی که بر اساس نقد محتوایی بی مبنا یا بدون مبنای مورد تایید نهاد امامت صورت می گرفت، خیلی فراگیر شد؛ لذا خود حضرات معصومین (علیهم السلام) این نقد محتوایی را تعدیل کردند و شواهدی از روایات بر این مطلب وجود دارد. به عنوان نمونه امام (علیه السلام) در روایتی می فرماید: وَ لَا تَقُلْ لِمَا بَلَغَكَ عَنَّا وَ نُسِبَ إِلَيْنَا هَذَا بَاطِلٌ وَ إِنْ كُنْتَ تَعْرِفُ مِنَّا خِلَافَهُ.
یکی از نمونه های عینی سنجش محتوایی احادیث بحث استثناء است.
انواع استثناء:
۱. استثناء احادیث برخی از شاگردان صاحب کتاب
۲. استثناء احادیث برخی از اساتید صاحب کتاب
۳. استثناء مفاهیم کلی از کتاب
۴. استثناء جزء مشخصی از اثر یا آثار صاحب کتاب

 دانلود فایل صوتی [RAR /۵.۳۴ MB]

 

 جلسه پانزدهم - ۱۳۹۸/۱/۳۱ 

 چکیده: 

استثناء نوع اول: استثناء احادیث برخی از شاگردان صاحب کتاب
در این عبارت دقت کنید:
«کتب یونس التی هی بالروایات کلها صحیحه یعتمد علیها الا ما ینفرد به محمد بن عیسی بن عبید»
مشکل ابن ولید در روایاتی است که فقط شاگرد یونس (محمد بن عیسی بن عبید) نقل کرده است و منفردات محمد بن عیسی را استثناء می زند.

استثناء نوع دوم: استثناء احادیث برخی از اساتید صاحب کتاب
ابن ولید گفته است: کتاب های سعد بن عبدالله برای من مشکلی ندارند، مگر اینکه از طریق محمد بن موسی بن عیسی همدانی باشد.

استثناء نوع سوم: استثناء مفاهیم کلی از کتاب
ابن ولید درباره محمد بن سنان می فرماید: «اخبرنا بجمیع کتبه و روایاته الا ما کان فیه من تخلیط او غلو» مواردی که تخلیط یا غلو در آن وجود داشته باشد را استثناء می کند.

استثناء نوع چهارم: استثناء جزء مشخص از اثر یا آثار
مرحوم ابن ولید همه آثار محمد بن حسن صفار را می پذیرند و فقط کتاب بصائر الدرجات را استثناء می کنند. (اخبرنا بجمیع کتبه و روایاته....الا بصائر الدرجات.)

 دانلود فایل صوتی [RAR /۵.۶۸ MB]

 

 

 جلسه شانزدهم - ۱۳۹۸/۷/۷ 

 چکیده: 

مفهوم وثاقت: وثاقت مفهومی است در شیعه که بر خلاف تصور ما دارای یک مصداق و یک گونه نیست.
انواع وثاقت:
۱. وثاقت مطلق: رجالی شیعه در مقام توصیف کاربردی راوی تنها از واژه «ثقه» استفاده می کند.
۲. وثاقت مقید: توثیقی است که نوعاً با «فی» همراه است. وثاقت پنج گروه از راویان وثاقت مقید است:

الف. راویانی که از ضعفاء مستقیم روایت دارند.
ب. راویانی که دارای ارتباط فراوان با عامه هستند.
ج. راویان فاسد المذهب
د. راویانی که شبهه یا شبهاتی در مورد آن ها وجود داشته باشد.
ه. راویانی که دارای چند جنبه علمی باشند.

۳. وثاقت نسبی

 دانلود فایل صوتی [RAR /۶.۶۱ MB]

 

 جلسه هفدهم - ۱۳۹۸/۷/۱۴ 

 چکیده: 

در طی عملیات رجالی با سه پدیده روبرو هستیم.

۱. دانشمند رجالی: فردی به عنوان دانشمند رجالی حکم به وثاقت یا ضعف راوی می کند.
۲. راوی: دومین پدیده، خود راوی است که بر روی او حکم می شود.
۳. حکم.

کاربرد حکم رجالی: توجه به کاربرد حکم رجالی باعث آسان شدن درک درست مفهوم وثاقت و ضعف می شود.

مراحل رسیدن دانشمند رجالی به حکم:

۱. جمع آوری شواهد و قرائن.
خروجی مرحله اول: ضعف راوی یا وثاقت راوی
۲. حکم: حکم رجالی در دو قالب به وجود می آید:
الف. توثیق نسبت به راویانی که ادله و شواهد و قرائن بیان گر وثاقت آنها است.
ب. تضعیف نسبت به راویانی که ادله و شواهد بیان گر تضعیف آنها است.
۳. تنظیم رفتار عملی با احادیث راوی تضعیف شده یا توثیق شده.
خروجی تضعیف: عدم پذیرش احادیث منفرد راوی ضعیف ولی به روایاتی مشترکش عمل می کنند.

شواهد:
محمد بن سنان زاهری:
نجاشی در مورد محمد بن سنان زاهری می فرماید: «و هو رجل ضعيف جدا لا يعول عليه و لا يلتفت إلى ما تفرد به»
شیخ طوسی در تهذیب درباره محمد بن سنان می فرماید: «وَ مُحَمَّدُ بْنُ سِنَانٍ مَطْعُونٌ عَلَيْهِ ضَعِيفٌ جِدّاً وَ مَا يَسْتَبِدُّ بِرِوَايَتِهِ وَ لَا يَشْرَكُهُ فِيهِ غَيْرُهُ لَا يُعْمَلُ عَلَيْهِ (استبد لغیره را لغت معنا می کند أی انفرد برأیه)
عمار بن موسی ساباطی:
شیخ طوسی در تهذیب می فرماید: «قَدْ ضَعَّفَهُ جَمَاعَةٌ مِنْ أَهْلِ النَّقْلِ وَ ذَكَرُوا أَنَّ مَا يَنْفَرِدُ بِنَقْلِهِ لَا يُعْمَلُ بِهِ»
همان طور که از این شواهد مشخص شد دانشمندان رجالی در مورد راویانی که تضعیف شده اند می فرمایند که به روایات منفرد آن ها عمل نمی شود.

 دانلود فایل صوتی [RAR /۵.۸۵ MB]

 

 جلسه هجدهم - ۱۳۹۸/۸/۱۹ 

 چکیده: 

سوال: آیا با دیدن موارد معدودی از مداخل که در آن ها درباره راویان ضعیف گفته شده که به منفردات آن ها عمل نمی شود، می توان نسبت به تمام مداخل راویان و مداخل تضعیف شده تعمیم داد؟


پاسخ: ما افزون بر این که با داده های رجالی روبرو هستیم، با یک تعامل عملی اصحاب با راویان ضعیف هم روبرو هستیم، یعنی سیره عملی اصحاب در تعامل با روایات همه راویان ضعیف بر همین منوال است، به عنوان مثال در ترجمه سهل بن زیاد ممکن است که «ضعیفٌ لایعول علی ما ینفرد به» وجود نداشته باشد، ولی عملاً در کتاب کافی ۱۶۰۰ روایت از سهل می بینیم، پس سیره اصحاب با راویان ضعیف این بوده که فقط در مورد روایات منفرد آن ها توقف می کردند.

ادامه اقامه شواهد بر رویکرد دانشمندان رجالی بر عدم پذیرش روایات منفرد راویان تضعیف شده:


احمد بن هلال: با وجود این که ناصبی و دشمن اهل بیت ع است، ولی با این حال می گویند به اخبار منفردش عمل نمی کنند، ولی سایر اخبارش را می پذیریم. «ما راینا و لاسمعنا بمتشیع رجع عن التشیع الی النصب الا احمد بن هلال و کانوا یقولون انما تفرد بروایته احمد بن هلال فلایجوز استعماله».


حسن بن محمد بن يحيى؛ ابن غضائری با وجود این که به سختگیری معروف است، ولی در مورد ایشان می گوید: «كان كذابا يضع الحديث مجاهرة و يدعي رجالا غرباء ...و ما تطيب الأنفس من روايته إلا فى ما رواه من كتب جده التي رواها عنه غيره».


حسن بن راشد طفاوی: نجاشی در مورد او می گوید: «ضعيف لكن له كتاب حسن كثير الفوائد.» یعنی ضعیف هستند، لکن کتاب خوبی دارند که دارای فایده های زیادی است. 

 دانلود فایل صوتی [AAC /۴۵.۶۹ MB]

 

 جلسه نوزدهم - ۱۳۹۸/۸/۲۶ 

 چکیده: 

سه نوع وثاقت در لابه لای کلمات رجالی وجود داشت: وثاقت مطلق، وثاقت مقید، وثاقت نسبی

مفهوم وثاقت مقید درباره پنج گروه از راویان بود:

۱. راویان که ارتباط فراوان با عامه دارند:
تطبیق: یکی از افرادی که هم توثیق مقید شده و هم از عامه فراوان روایت دارد احمد بن محمد بن احمد ابوعلی الجرجانی است در صفحه ۸۶ نجاشی مدخل ۲۰۸: «نزيل مصر كان ثقة في حديثه ورعا لا يطعن عليه سمع الحديث و اکثر من اصحابنا و العامه کان ثقه فی حدیثه».

۲. روایانی که به فراوانی از راویان ضعیف نقل می کنند.
تطبیق: احمد بن محمد بن خالد برقی در مدخل ۱۸۲ صفحه ۷۶ شما می خوانید: «كان ثقة في نفسه يروي عن الضعفاء و اعتمد المراسيل».

۳. راویان فاسد المذهب= یعنی امامی صحیح المذهب نیستند:
تطبیق: «احمد بن حسن بن علی بن فضال یقال انه فطحیاً و کان ثقة فی الحدیث».

۴. راویانی که چند جنبه علمی دارند.
تطبیق: نجاشی در مورد ضحاک ابومالک حضرمی مدخل ۵۴۶ صفحه ۲۰۵ می فرماید: «كان متكلما ثقة ثقة في الحديث».

۵. راویانی که پیرایه هایی پیرامون آن ها وجود دارد.
تطبیق: نجاشی در مورد ایوب بن نوح بن دراج مدخل ۲۵۴ صفحه ۱۰۲ می فرماید: «أيوب بن نوح بن دراج النخعي أبو الحسين كان وكيلا لأبي الحسن و أبي محمد عليهما السلام عظيم المنزلة عندهما مأمونا و كان شديد الورع كثير العبادة ثقة في رواياته».

توثیق نسبی:
ما در یکی از چالش های فراروی تعامل با داده های رجالی به دو نکته اشاره کردیم:

یک. حضور پررنگ راویان ضعیف.
دو. وجود راویان پرکار ناشناخته.

برای راویان پرکار ناشناخته به احمد بن محمد بن حسن بن ولید مثال زدیم، گفتیم او پسر ابن ولید است، هر چه حدیث نقل می کند از پدرش است، و او استاد شیخ مفید است و شیخ مفید در فقه هر چه حدیث نقل می کند از این آقا است، یعنی وقتی شما تهذیب و استبصار را ورق می زنید، چه متن کتاب، چه مشیخه را، هر چه حدیث احمد بن محمد بن حسن از پدرش گرفته و دارد نقل می کند، همه را مفید از او قبول کرده و نقل می کند و به آن فتوا می دهد در حالی که ناشناخته است.
این یک معضلی است و بر اساس دیدگاه متاخرین ما را با مشکل مواجه می کرد. بخشی از معضل «ضعف» جواب داده شد که ضعف یک مفهوم تخریبی صد در صد نیست، درست است مفهوم تخریبی است و مفهوم نیست، در واقع غیر ایجابی بلکه سلبی است، اما نسبی است.
حالا یک جهت دیگر مفهوم ضعف و این افراد نا شناخته در وثاقت نسبی حل می شود، و آن این است که حیثیت استقلالی باید داشته باشد.
یک راوی دو حیثیت دارد:
حیثیت استقلالی: بازتاب باورهای راوی در کتاب یا کتاب های حدیثی او که رجالی بر اساس آن راوی را توثیق یا تضعیف می کند.
حیثیت تبعی، حیثیت تبعی حیثیت شاگردی محض در محضر اساتید است.
شاگردی محض یعنی صرف نقل کتاب یا کتاب های استادش، بدون دخل و تصرف در این کتابها، همان ها را به شاگردان خویش تحدیث می کند. راویان ضعیفی داریم که در پایین ترین مرتبه ضعف هستند مثل محمد بن سنان یا یک ضعیف معمولی هستند مثل محمد بن خالد برقی، اصحاب ما به اینها در مسیر دستیابی به کتب پیشین اعتماد کردند. محمد بن سنان با وجود اینکه در حیثیت استقلالیش ضعیف است ولی در حیثیت تبعیش (حیثیت شاگردیش) استفاده می شود و در طریق رسیدن به کتب اساتیدش قرار می گیرد.

 دانلود فایل صوتی [AAC /۴۲.۲۹ MB]

 

 جلسه بیستم - ۱۳۹۸/۹/۳ 

 چکیده: 

در سه عرصه به راوی ضعیف اعتماد می کنیم:
۱. انتساب کتاب (صحت انتساب کتاب)
۲. نقل روایت از همان کتاب یا کتاب هایی که راوی ضعیف در طریقش قرار گرفته به شکل مسند.
۳. تحلیل محتوا و نسبت وثاقت به راوی صاحب کتاب.

شواهد دیگر توثیق نسبی:
نجاشی صفحه ۱۴۹ مدخل ۳۸۷: «خالد بن سعيد أبو سعيد القماط، صالح بن سعید ابوسعید القماط ثقة روى عن أبي عبد الله عليه السلام. له كتاب أخبرناه ابن شاذان عن أحمد بن محمد بن يحيى عن سعد قال: حدثنا أحمد بن محمد بن عيسى عن محمد بن سنان عن أبي سعيد بكتاب».
همان طور که مشاهده کردید محمد سنان با وجود این که تصریح به ضعفش شده است ولی در طریق به کتاب صالح بن سعید ابوسعید القماط واقع شده است.
مرحوم نجاشی در ترجمه عبدالله بن مسکان صفحه ۲۱۴ مدخل ۵۵۹ می فرماید: «عبد الله بن مسكان أبو محمد، مولى [عنزة] ثقة عين روى عن أبي الحسن موسى عليه السلام ...له كتب منها: كتاب في الإمامة و كتاب في الحلال و الحرام و أكثره عن محمد بن علي الحلبي. أخبرنا أبو عبد الله القزويني قال: حدثنا أحمد بن محمد بن يحيى قال: حدثنا أبي عن أحمد بن محمد بن عيسى عن محمد بن سنان عنه».
در این ترجمه نیز محمد بن سنان در طریق به کتاب یکی از بزرگان ثقات شیعه، از فقهای ثقات شیعه قرار می گیرد و مرحوم نجاشی نسبت کتاب می دهد و حکم به وثاقت هم می کند. و همچنین همین برخورد در مورد ابوسمینه و محمد بن خالد برقی نیز هست.

و اما وثاقت مطلق.
وثاقت مطلق را از دو جهت بررسی می کنیم.

۱. مفهوم لغوی وثاقت: اولا و بالذات در مفهوم لغوی وثاقت اعتماد یا اعتماد کردن یا قابل اعتماد وجود ندارد، بلکه یک مفهومی مورد نظر است که پیامدش اعتماد و تکیه کردن است. در مفهوم لغوی وثاقت نوعی استحکام و پایداری نهفته است.
احمد بن فارس بن زکریا در کتاب معجم مقاییس اللغه به گاه سخن از ریشه «و، ث، ق» می گوید: کلمة تدل علی عقدٍ و إِحکام (محکم بستن، گره محکم زدن)

۲. تحلیل مفهوم وثاقت مطلق:
عناصر مقوم مفهوم وثاقت: یعنی مجموعه ای از عناصر دست به دست هم می دهند تا رجالی به قول مطلق حکم به وثاقت یک راوی کند. عناصر مقوم وثاقت عبارتند از:

۱. صحت مذهب: از نگاه رجالی راوی باید امامی صحیح المذهب باشد.
۲. راستگویی و امانت داری در نقل.
۳. درستی محتوا و درون مایه های حدیثی: یعنی رجالی وقتی یک راوی را توثیق می کند در مجموعه احادیث او نکته فاسدی که موجب استظهار ضعف او باشد وجود نداشته باشد.
۴. پایبندی عملی راوی به شریعت
۵. پذیرش منفردات. (این مورد لازمه است و تسامحی ذکر شده است.)

شاهد برای صحت مذهب: یک بحثی مرحوم شیخ طوسی دارند که اگر یک حدیث مرسل و یک حدیث مسند با هم معارضه کنند، مرسل با مسند دعوایش می شود تعارض می شود، می توانیم مرسل را به صرف ارسال موخر بداریم و به روایت مسند عمل کنیم؟ شیخ طوسی می فرماید ما به صرف ارسال نمی توانیم روایت مرسل را مؤخر بداریم. و می فرماید: نُظر فی حال المرسِل، اگر مرسِل ابن ابی عمیر باشد، صفوان بن یحیی باشد یا بزنطی باشد، مرسلات اینها مثل مسندات دیگران است؛ چرا؟ چون لأنهم عرفوا بانهم لایروون و لایرسلون الا عمّن یوثق به...

 دانلود فایل صوتی [AAC /۴۰.۷۱ MB]

 

 جلسه بیست و یکم - ۱۳۹۸/۹/۱۰ 

 چکیده: 

عناصر مقوم مفهوم وثاقت پنج مورد بود (صحت مذهب، راستگویی، امانت داری در نقل، درستی درون مایه ها و محتوای حدیثی، پایبندی عملی به شرع و پذیرش منفردات) که در مقام ایراد شواهد برای این پنج عنصر هستیم.

عنصر اول: صحت مذهب
نکته: همه متاخرین (کسانی که بعد از نظام اعتبار سنجی حوزه حله وجود داشتند) قائلند که «ثقه» به قول مطلق دلالت بر صحت مذهب راوی می کند.
شاهد برای صحت مذهب: یکی از مصادیق توثیق عام «کون الراوی من مشایخ علی بن حسن طاطری» است، مستندش کلام شیخ طوسی در فهرست شیخ طوسی است:
(فهرست شیخ طوسی مدخل ۳۹۱ صفحه ۲۷۲): علي بن الحسن الطاطري الكوفي كان واقفيا شديد العناد في مذهبه صعب العصبية على من خالفه من الإمامية. و له كتب كثيرة في نصرة مذهبه و له كتب في الفقه رواها عن الرجال الموثوق بهم و برواياتهم فلأجل ذلك ذكرناها
[از این داده فهمیده می شود که آن هایی که دارای فساد مذهب بوده اند، به فساد مذهبشان اشاره می شده، پس اگر راوی به قول مطلق توثیق شد، معلوم می شود که صحیح المذهب بوده است.]

عنصر دوم: راستگویی و امانت داری در نقل
راستگویی و امانت داری در نقل عنصر عقلایی ثابت لایتغیر است، نیازی به شاهد نیست اما باز شاهد اقامه می کنیم.
شاهد: در جلد ۲ فقیه شما با این داده روبرو هستید که اگر شما خواستید روز عید غدیر روزه بگیرید و نماز بخوانید چه مقدار ثواب به شما می دهند؟ مرحوم صدوق این حدیث را قبول نمی کنند به خاطر این که راوی این حدیث محمد بن موسی همدانی است، و علت قبول نکردنش را می فرماید: او دروغگوی غیر قابل اعتماد است.
[با توجه به این داده مشخص می شود که دانشمندان رجالی کسانی که در نقل روایت امانت دار نبودند را به قول مطلق توثیق نمی کردند، پس اگر راوی بقول مطلق توثیق شده باشد مفهومش این است امانت دار و راستگو بوده است.]

عنصر سوم: درستی درون مایه ها
رجال ابن غضائری، صفحه ۷۷ مدخل ۸۸
علي بن حسان بن كثير: مولى أبي جعفر الباقر عليه السلام أبو الحسن. روى عن عمه عبد الرحمن غال ضعيف رأيت له كتابا سماه تفسير الباطن لا يتعلق من الإسلام بسبب و لا يروي إلا عن عمه و من أصحابنا: علي بن حسان الواسطي: ثقة ثقة.
[همان طور که مشاهده شد مرحوم ابن غضائری درباره علی بن حسان هاشمی «غالی ضعیف» را نقل می کند ولی توثیق مطلق نمی کنند ولی علی بن حسان واسطی را به قول مطلق توثیق می کند به خاطر اینکه غالی و ضعیف نیست.]

 دانلود فایل صوتی [AAC /33.44 MB]

 

 جلسه بیست و دوم - ۱۳۹۸/۹/۱۷ 

 چکیده: 

یکی از عناصر مقوم مفهوم وثاقت (که گفتیم می دانیم این از لوازم است ولی در دل عناصر ذکر می کنیم)، پذیرش منفردات است.
مرحوم صدوق به تبع استادش ابن ولید منفردات محمد بن عیسی بن عبید عن یونس بن عبدالرحمن را نمی پذیرد، می فرماید: «ضعیفٌ استثناه ابوجعفر بن بابویه من رجال نوادر الحکمه و قال لا اروی ما اختص بروایته.»
[محمد بن عیسی بن عبید به خاطر این که ضعیف است، منفرداتش را قبول نمی کنند، لذا می فهمیم که اگر راوی به قول مطلق توثیق شده باشد، یعنی باید منفرداتش را بپذیرند و طبق آن عمل کنند.]

[بحثی مرتبط با محمد بن عیسی بن عبید و اختلاف آراء درباره ایشان:]
مرحوم نجاشی در مدخل محمد بن عیسی بن عبید ایشان را توثیق می کنند، بعد می فرمایند که صدوق از قول ابن ولید فرموده: «ما تفرد به محمد بن عیسی بن عبید من کتب یونس و حدیثه لایعتمد علیه».
از تعبیر مرحوم نجاشی برداشت شده که ابن ولید مرسلات محمد بن عیسی بن عبید از کتاب نوادر الحکمه را استثناء کرده است؛ ولی این تلقی درست نیست به خاطر اینکه مرحوم نجاشی عین عبارت رجالیان را ذکر نمی کرده و خودش عبارت می ساخته، ولی مرحوم شیخ طوسی عین عبارات رجالی ها را ذکر می کرده و تعبیر شیخ طوسی در این باره این گونه است: « ... عن محمد بن عیسی بن عبید باسناد منقطع ینفرد به (خ: یتفرد به).»
بنابر عبارتی که شیخ طوسی نقل کرده، این است که ابن ولید منفردات محمد بن عیسی بن عبید را نقل نکرده است.

نکته رجالی: در بحث مرسلات، رجالی ها فرقی بین مرسلات شخص ثقه با مرسلات شخص ضعیف نگذاشته اند.

 دانلود فایل صوتی [AAC /36.13 MB]

 

 جلسه بیست و سوم - ۱۳۹۸/۹/۲۴ 

 چکیده: 

آیا تضعیفات حجتند؟ بیش از ۸۸ درصد تضعیفات رجالیون شیعه، ریشه در اتهام به غلو دارد، یعنی رجالیون چون جابر بن یزید یا یونس بن ظبیان را غالی می پنداشته، آن ها را تضعیف کرده اند. عموم تضعیفات ما، جز افراد نادر همه به غلو بر می گردند. در میان اقوال، پنج قول در خصوص حجیت آراء دانشمندان رجالی وجود دارد:

۱. مرحوم آیه الله خویی: حجیت قول رجالی از باب حجیت خبر واحد ثقه در موضوعات
۲. مرحوم صاحب معالم: حجیت آراء دانشمندان رجالی از باب حجیت بینه
۳. مرحوم مامقانی در تنقیح المقال: حجیت آراء دانشمندان رجالی از باب حجیت قول اهل خبره.
۴. آیه الله شبیری (البته از لابه لای فرمایشات ایشان استفاده می شود): حجیت آراء از باب وقوع در ظرف انسداد
۵. شیخ محمد سند: حجیت آراء رجالی از باب اطمینان آوری

سوال: آیا می توان تضعیفات مبتنی بر غلو را پذیرفت؟

پاسخ: نه نمی توان پذیرفت، به چهار بیان (بیان یک و دو را می توانیم کالدلیلین المستقلین ببینیم، بیان سه و چهار هم موید این دو دلیل)

بیان اول: نمی پذیریم، به دلیل ابتناء تضعیفات رجالی بر مبانی و اجتهادات کلامی.

(مثال عینی: مدخل ۹۰۴ صفحه ۳۳۸ نجاشی: محمد بن موسى بن عيسى [أبو جعفر الهمداني السمان] ضعفه القميون بالغلو و كان ابن الوليد يقول: إنه كان يضع الحديث و الله أعلم له كتاب ما روي في أيام الأسبوع و كتاب الرد على الغلاة)

آیا او بر علیه خود کتاب نوشته؟!!! او که از منظر قمی ها غالی است، یک عده دیگر را غالی می داند و بر علیه آن ها و بر رد تفکرات آن ها کتاب نوشته است.

بیان دوم: نمی شود پذیرفت به دلیل مخالفت معصوم علیه السلام با برخی از تضعیفات مبتنی بر غلو

(ترجمه محمد بن اورمه: ابن غضائری نامه امام هادی علیه السلام را بیان می کند که این شخصی که شما متهم به غلو می کنید و نقشه قتلش را کشیدید، یار غار ما است. «رأیت کتاباً خرج من ابی الحسن علی بن محمد علیهما السلام الی القمیین فی برائته مما قذف به و حسن عقیدته و قرب منزلته.»)

 دانلود فایل صوتی [AAC /51.96 MB]

 

 جلسه بیست و چهارم - ۱۳۹۸/۱۰/۸ 

 چکیده: 

ادامه بحث حجیت تضعیفات:
عرض شد که تضعیفات مبتنی بر غلو حجیت ندارند، به چهار بیان که دو بیان کالدلیلین المستقلین هستند که جلسه قبل بیان شد و دو بیان دیگر داریم به عنوان دو قرینه مویده و محکم کننده آن دو دلیل.

بیان سوم: به شکل طبیعی باید مشی منطقی در یک علم را و اینکه در فراز و فرود های یک علم چه کار بکنیم باید از دانشمندان همان علم بپرسیم، ما از نجاشی می پرسیم آیا از نظر شما مطلق تضعیفات حجیت دارند؟
نجاشی می فرماید: ندارند.

نکته: نجاشی به دو گونه مخالفت خود با برخی از تضعیفات دانشمندان رجالی ابراز می کند:
۱. مخالفت صریح و حکم به عدم صحت
۲. ایجاد تردید در درستی تضعیف.

نمونه های عینی مخالفت مرحوم نجاشی با برخی از تضعیفات:
۱. محمد بن أورمة ...و حكى جماعة من شيوخ القميين عن ابن الوليد أنه قال: محمد بن أورمة طعن عليه بالغلو و كل ما كان في كتبه مما وجد في كتب الحسين بن سعيد و غيره فقل به و ما تفرد به فلا تعتمده و کتبه صحاح (این نقد مرحوم نجاشی است که با این جمله تضعیفات دانشمندان رجالی را قبول نمی کند.)
۲. نجاشی در ترجمه محمد بن بحر رهنی با دیدگاه جناب ابن غضائری هم مخالفت می کند، مرحوم ابن غضائری نظرشان در مورد محمد بن بحر رهنی این است: ضعيف في مذهبه ارتفاع. ولی مرحوم نجاشی با این حرف ابن غضائری مخالفت می کند و می فرماید: قال بعض أصحابنا: إنه كان في مذهبه ارتفاع. و حديثه قريب من السلامة و لا أدري من أين قيل ذلك.
۳. الحسين بن يزيد بن محمد بن عبد الملك النوفلي نوفل النخع...و قال قوم من القميين إنه غلا في آخر عمره و الله أعلم و ما رأينا له رواية تدل على هذا.

بیان چهارم: طبق نظر مشهور از ابن غضائری سخت گیر تر نداریم، ابن غضائری هم با برخی از تضعیفات مبتنی بر غلو مخالف است؛ حداقل دو جا می توانید ببینید:
۱. در ترجمه محمد بن اورمه: ابن غضائری در مدخل محمد بن اورمه می فرماید: محمد بن أورمة أبو جعفر القمي اتهمه القميون بالغلو و حديثه نقي لا فساد فيه و ما رايت شيئا ينسب إليه تضطرب في النفس إلا أوراقا في تفسير الباطن و ما يليق بحديثه و أظنها موضوعة عليه.(گمان می کنم این کتاب را به او نسبت دادند ولی برای او نیست.)
۲. در ترجمه احمد بن حسین بن سعید اهوازی: أحمد بن الحسين بن سعيد بن حماد بن سعيد بن مهران... و قال القميون: كان غاليا و حديثه فى ما رايته سالم. و الله اعلم.

در تعامل با داوری های دانشمندان رجالی پنج قول وجود دارد:
۱. حجیت از باب شهادت و حجیت خبر ثقه در موضوعات نه بینه
۲. از باب حجیت بینه
۳. حجیت قول دانشمند رجالی از باب حجیت قول اهل خبره
۴. می پذیریم به دلیل حکم عقل عملی به کفایت حکم به ظن در ظرف انسداد
۵. می پذیریم از باب اینکه توثیقات افاده اطمینان می دهند
اگر مبنای آقای خویی(قول اول) اثبات نشود و مبنای اطمینان هم اثبات نشود، لاسبیل و لا مسیر لنا الا الانسداد.

 دانلود فایل صوتی [MP3 /26.30 MB] 

 

 جلسه بیست و پنجم - ۱۳۹۸/۱۰/۱۵ 

 چکیده: 

پنج قول درباره حجیت یا عدم حجیت توثیقات وارده در منابع رجالی وجود داشت، که یک قول این بود که می پذیریم به دلیل حجیت خبر واحد ثقه در موضوعات و توثیقات رجالی هم عمدتاً مصداق این قاعده هستند.
(۱- قول مرحوم آیت الله خویی)

اشکالی به مبنای آیت الله خویی وارد می شود: چون بحث را از باب حجیت خبر واحد ثقه در موضوعات پی می گیرند و یکی از شروط حجیت خبر واحد ثقه در موضوعات این است که خبر عن حس باشد و در داده های رجالی چون إخبار عن حسٍ نیست، اشکال پدید می آید که مرحوم آیه الله خویی درصدد دفع اشکال هستند.
مرحوم آیه الله خویی می فرمایند: سیره وجود دارد بر این که اگر ثقه ای خبری آورد و نمی دانیم که حسی خبر می دهد یا حدسی خبر می دهد، نمی پرسیم که خبر شما عن حسٍ هست یا عن حدسٍ.
و در داده های رجالی نیز احتمال حس وجود دارد وجدانا (و لو اینکه از جهت نقل کابر عن کابر و ثقه عن ثقه باشد.) و ما احتمال می دهیم که نجاشی از ابن نوح سیرافی گرفته باشد، ابن نوح سیرافی از ابن عقده گرفته باشد، ابن عقده از ابن فضال، ابن فضال هم خیلی از راویان را دیده باشد، همین برای تثبیت این قول کافی است.

۱. وجود منابع رجالی متعدد از عصر حضور تا عصر نجاشی و...: مثلا فهرست سعد بن عبدالله، فهرست مرحوم ابن ولید، فهرست مرحوم صدوق، دست شیخ مفید اینها بوده که بخشی از اینها به ما رسیده و بخشی نرسیده است.
۲. فرمایش شیخ طوسی در عدة الاصول به اینکه توثیق و تضعیف سیره جاریه غیر متخلل و به تعبیر ایشان لاتنخرم اصحاب بوده است.
۳. فرمایش نجاشی در بعضی مواقع که مواردی که ذکر می کند مستند به اصحاب الرجال می کند:
«و النجاشي قد يسند ما يذكره إلى أصحاب الرجال و يقول «ذكره أصحاب الرجال»»

نقد:
اشکال اول: فرمایش شیخ طوسی در عمل، در جایی که پا در وادی رجال نهاده اند، بر خلاف فرمایششان در عدة عمل کرده اند، حرف شیخ طوسی این است که با یک پدیده ی همیشگی در میان اصحاب روبرو هستیم و آن استمرار توثیق و تضعیف است، این گذشته بوده و الآن هم وجود دارد.
مرحوم شیخ طوسی در همه کتب رجالی (فهرست و رجال و اختیار معرفة الرجال) فقط ده و سی سه صدم درصد مدح و ذم دارند.
شیخ طوسی در اصحاب الصادق علیه السلام که این همه راوی پرکار داریم هیچ کدام را توثیق و تضعیف نکرده اند و فقط هشت نفر را توثیق کرده اند و آن هشت نفر غیر از یک نفرش هیچ کدامشان از راویان سرشناس شیعه نیست و درهیچ کجای دیگر هم، غیر از کتاب رجال شیخ طوسی اسمشان نیامده است.

اشکال دوم:
«ذکره اصحاب الرجال یا ذکر ذلک اصحاب الرجال» در کل رجال نجاشی ده بار تکرار شده، در این ده بار پنج موردش مطلقاً داده توصیفی، نه توثیق، نه تضعیف، نه مذهب وجود ندارد:
۱. اسود بن رزین أبو عبد الله المزني
۲. جعفر بن عثمان بن شريك بن عدي الكلابي الوحيدي
۳. ربیع بن محمد مسلی
۴. صالح بن رزین است.
۵. طلحه بن زید ابوخزرج
در این پنج مورد اصلا توثیق و تضعیفی وجود ندارد.
پنج مورد دیگر می ماند که در سه موردش ولو اینکه توثیق و تضعیفی وجود دارد، اما ذکره اصحاب الرجال اصلاً ناظر به توثیق و تضعیف نیست:
۶. بكر بن محمد بن عبد الرحمن بن نعيم الأزدي الغامدي أبو محمد وجه في هذه الطائفة من بيت جليل بالكوفة من آل نعيم الغامديين عمومته شديد و عبد السلام و ابن عمه موسى بن عبد السلام و هم كثيرون و عمته غُنيمة روت أيضا عن أبي عبد الله عليه السلام و أبي الحسن عليه السلام ذكر ذلك أصحاب الرجال و كان ثقه.
ذکر ذلک، اسم اشاره ذلک اگر در دنبال یک عبارتی بیاید ناظر به مجموع ما ذکر قبل است. نه اینکه به «ثقه» برگردد.
۷. بشار بن يسار الضبعي أخو سعيد مولى بني ضُبيعة بن عجل ثقة روى هو و أخوه عن أبي عبد الله و أبي الحسن عليهما السلام. ذكرهما أصحاب الرجال. (ذکر اصحاب الرجال در اینجا نیز به بحث طبقات نگاری بر می گردد.)
۸. إسماعيل بن أبي زياد السلمي ثقة كوفي روى عن أبي عبد الله عليه السلام ذكره أصحاب الرجال. (بعد از بیان طبقه ذکر اصحاب الرجال را بیان کرده است که به طبقات نگاری بر می گردد.)
۹. آدم بن المتوكل أبو الحسين بياع اللؤلؤ كوفي ثقة روى عن أبي عبد الله عليه السلام ذكره أصحاب الرجال. له أصل (اینجا نیامده، ثقه، ذکره اصحاب الرجال، روی عن ابی عبدالله علیه السلام.)
۱۰. کعیب بن عبدالله مولى بني طرفة كوفي ثقة روى عن أبي عبد الله عليه السلام ذكره أصحاب الرجال.
به نظر ما قدر متیقن از اصحاب الرجال در کلمات مرحوم نجاشی کسانی است که هم طبقه می کنند.

 دانلود فایل صوتی [AAC /36.40 MB]

 

 جلسه بیست و ششم - ۱۳۹۸/۱۰/۲۲ 

 چکیده: 

۲- قول صاحب معالم، (المنتقی، ج۱، ص۱۶: اثبات عدالت راوی به شهادت عدلین ثابت می شود از باب حجیت بینه.)
از جواب هایی که به آقای خویی دادیم، اشکال این نظریه روشن می شود.
در عموم راویان چه توثیق شده، چه تضعیف شده بر پایه آثارشان داوری شده نه حس، در حالی که این نظریه به (عن حس) بودن توثیقات- تضعیفات نیاز دارد.
این قول متروک است فی الحال


۳- قول مامقانی، (تنقیح المقال، ج۱، ص۱۵۶: عموم اصحاب از باب حجیت اهل خبره می پذیرند.)
اگر اصحاب معنای (خبرویت) را کامل باز کنند با معنای پنجم (اطمینان آوری) تطبیق داده می شود.
در مفهوم خبرویت
اگر مثل نجاشی- طوسی و... خبره داشتیم لامحاله از توثیقات ایشان(اطمینان) به وثاقت حاصل می شود.


۴- قول آیت الله شبیری: از لابه لای فرمایشات ایشان انسدادی بودن در پذیرش توثیقات - تضعیفات به دست آید.
جواب: وقتی ما قائل به اطمینان هستیم انسداد معنا ندارد.

۵- اطمینان
مقدمه تاریخی: مخصوصاً در زمان امام باقر علیه السلام نگاهی به پیدایش غلو می کنیم که مثل زلزله برای جامعه شیعه بود که دچار آشفتگی شدند، یک نکته ای می بینیم امام صادقی ۳ حرکت انجام دادند:

۱. اظهار بیزاری: انا نبرأ ممن یزعم أنا اله.
۲. امر به فاصله گیری [از] غالی گری: لاتجالسوهم... به هر شکل ارتباط را قطع کنید.
۳. معرفی یک جریان و گروه که منشأ آموزه های اصیل شیعی بودند.

اینها چه کسانی بودند؟
در چه بازه زمانی؟ شاخصه های آنها چه بود؟

طبقه اول
۱. اصحاب اول اجماع (زراره- محمد بن مسلم- ابوبصیر- برید)
۲. درباره زمانی انحرافی غلو
۳. مهمترین ویژگی: نشر فراوان و گسترده فقهی است.
حضرت داده اینها را به عنوان داده ای سالم- اصیل دینی امضا کردند- این مجموعه داده، شاخص شدند-
مهمترین ویژگی این گروه، نقل روایات فقهی است:
(فقه مجموعه آموزه های دینی مورد نیاز آن به آن فرد فرد هستند)
همه باید به آموزه های فقهی عمل کنند- همه یکسان هستند آیت الله و غیر ایشان.
جریان فقه مداران توثیق شدند.
فقه دو خصوصیت دارد:
۱. عمومی است. بر خلاف بعض اسرار مثل اخبار غیبی حضرات معصومین. فلذا نفوذ ناپذیر می شود - جعل و دروغ و... راه پیدا نمی کند.
لذا جریان غلاة (بی دین کردن مردم هدف غلاة بود- دنبال اباحه گری بودند) و ... در اعتقادات داریم ولی جریان دروغ پرداز در فقه نداریم.
و الشواهد ذلک:
گزارش ۲۱۷ کشی (سند صحیح است) صفحه ۱۳۶:
 ... رحم الله زرارة بن اعین لو لا زراره و نظراؤه لاندرست (جریان فرهنگی غلاة) احادیث ابی.
۲۱۸....
۲۱۹. سند صحیح است (حمدویه (شیخ: عدیم النظیر).... سلیمان بن خالد/ سلیمان فقیه می گویند)
ما احد احیا ذکرنا و احادیث ابی الا زراره و ابوبصیر لیث المرادی و محمد بن مسلم و برید بن معاویه البجلیّ و لولا هولا ما کان احد یستنبط هذا هولاء حفاظ الدین....
۲۲۰- تقابل این جریان با جریان غلو به تصویر کشیده شده است:
عن جمیل بن دراج (قلت علی ابی عبدالله ، فاستقبلنی رجلٌ خارج من عند ابی عبدالله من اهل الکوفه من اصحابنا فلما دخلت علی ابی عبدالله قال لی، لقیت الرجل الخارج من عندی؟ فقلت: بلی هو رجل من اصحابنا من اهل الکوفه.
فقال: لا قدس الله روحه و لاقدس مثله، انه ذکر اقواماً کان ابی ائتمنهم علی حلال الله و حرامه و کانوا عیبة علمه و کذلک الیوم عندی هم مستودع سرِّی.
در گزارش ۲۱۶: از اردت حدیثنا فعلیک بهذالجالس و اومئ ... رجلٌ من ...
۲۷۳ (صحیح السند) انه لیس کل ساعه القاک و لایمکن القدوم و یجی الرجل من اصحابنا فیسألنی و لیس عندی کلما یسألنی عنه.
قال (کأنّ تعجب می کنند) فما یمنعک من محمد بن مسلم الثقفی بانه قد سمع من ابی
توثیق رجالی بلامعارض افاده اطمینان می کند؛ چون توثیق شدگان یک ویژگی غالبی دارند یا فقط نقل می کنند یا چون فقه تان را از امثال زراره و ... گرفته اید موید درستی باورهای امامی راوی می شود.
سوال: برای مرحوم شیخ طوسی، نجاشی و.... چه قدر سخت است که یک متن فقهی است مثل حلبی - معاویه بن عمار- اسماعیل بن سکونی و .... چه قدر سخت که بفهمند همسو با آوای شیعه است.
(اگر این بیان را قبول نکنید باید انسدادی شوید.)
جواب: رجالی ها فقه را می شناختند:
۱. شیخ طوسی ۲۵ سالگی تهذیب نوشته است.
۲. نجاشی شاگرد مفید و مفید شاگرد این قولویه بوده است که از همه افقه بوده است
۳. عیاشی شاگرد علی بن فضال است که کان فقیهاً

 دانلود فایل صوتی [MP3 /0 MB] (متاسفانه فایل مفقود شده)

 

 جلسه بیست و هفتم - ۱۳۹۸/۱۰/۲۹ 

 چکیده: 

...

 دانلود فایل صوتی [RAR /7 MB]

 

 جلسه بیست و هشتم - ۱۳۹۸/۱۱/۶ 

 چکیده: 

...

دانلود فایل صوتی [RAR /6.61 MB]

 

 جلسه بیست و نهم - ۱۳۹۸/۱۱/۱۳ 

 چکیده: 

...

دانلود فایل صوتی [MP3 /47.5 MB]

 

 جلسه سی ام - ۱۳۹۸/۱۱/۲۷ 

 چکیده: 

...

 دانلود فایل صوتی [MP3 /56.62 MB]

 

نظر شما ۰ نظر

captcha
Clock second-hand Clock minute-hand Clock hour-hand
چهارشنبه
۱۴ خرداد ۱۳۹۹
۱۱ شوال ۱۴۴۱
2020 June 3

research/computer-unit/articles/625-2018-11-19-20-36-36