بسم الله الرحمن الرحیم

امروز به روایتی روز شهادت امام حسن(علیه السلام) و به نقلی روز ولایت امام کاظم (علیه السلام) است. آنچه که برای ما مهم است زنده نگه داشتن یاد و نام اهل بیت (علیهم السلام) است. شهادت را تسلیت و ولادت را تبریک عرض می کنم.

در روایت معروفی از امام حسن عسکری (علیه السلام) آمده:

علامات المومن خمس: 1) صلاة احدی و الخمسین  2) زیارة الاربعین  3) تختم بالیمین 4)سجده بر زمین و خاک 5) جهر به بسم الله الرحمن الرحیم.

این پنج علامت همه علامات ظاهری هستند که هیچ کدام به ابعاد درونی بر نمی گردد.

51 رکعت نماز از ابعاد ظاهری است، زیارت اربعین از ابعاد ظاهری است نفرمودند محبت امام حسین (علیه السلام) اگر خداوند برای کسی خیری بخواهد در قلبش حب زیارت حسین قرار می دهد. تختم بالیمین هم امر ظاهری است. همه این پنج مورد، عمل ظاهری هستند. هیچ کدام، از رفتارهای بیرونی ما فراتر نرفته است. بنابر این اگر در روایت دیگری علامت دیگری ذکر شد منافات ندارد و هر کدام حصرشان کنیم درست است. علامات ظاهری این پنج تا است باطنی هم مثلا ده تا است یک روایت ممکن است از بُعد دیگری باشد همچنان که از امام سجاد (علیه السلام) روایت شده است: علامات المومن خمس: الورع فی الخلوه (هم چنان که آشکار گناه نمی کنیم در خلوت هم ورع داشته باشیم چرا که انجام دادن بعضی از گناهان در آشکار کار سختی است آبروی آدم زیاد می رود. ابن سینا در اشارات میگوید: بعضی ها  خیال می کنند که بالاترین لذات حسی است که درست نیست چرا که  اگر لذات با آبرو تعارض کند که آنجا دیگرت انسان حاضر نیست که آبروی خود را پای آن بدهد یا لذت با حفظ جان (تعارض کند)؛ بعضی اوقات در انسان یک لذت جنسی هوسی و حسی می آید اما جانش در خطر است دیگر حاضر نیست اقدام کند. اگر ورع داشته باشیم در جایی که زمینه اجتماعی ترک گناه وجود نداشته باشد این جا اگر انسان خودش را نگه دارد این ایمان است.

 الصدقه فی القله: وقتی در نداری صدقه دهیم و جود داشته باشیم این نشانه ایمان است چرا که این نشان دهنده توکل انسان بر خداست. احسن الکرم جود المفتقر و عفو المقتدر. اما در بعضی جاها نباید کمک کرد؛ خداوند  به پیامبرصلی الله علیه و آله فرمودند طوری صدقه نده که نیازمند شوی.

الصبر علی المصیبه: در زمانی که مصیبتی احوال انسان را به هم می ریزد اگر صبر داشته باشد این نشان دهنده ایمان اوست.

الصدق عند الخوف: جایی که خوف ضرر است ولی تکلیف تقیه نیست راست بگوید.

این پنج مورد همه شان انجام دادن کاری خوب است در شرایط غیر عادی. این پنج تا، علامت مومن هستند اما علامات تثبیت شخصیت مومن هستند این پنج تا به جهتی است که با آن جهت روایت امام عسکری(علیه السلام) فرق می کند.

اما می توانیم از این علامات ظاهری عبور کرده و به این علامات موجود در روایت امام عسکری (علیه السلام) با یک رویکرد عمیق تری عمل کنیم و بگوییم هر کدام در فرهنگ دینی ما نمود چه چیزی است؟ این جا است که که فقاهت و کار تولید علم دینی شروع می شود و به جا است. باید  پشتوانه ها را به مخاطب القاء کنیم که این نمادها به اهدافشان برسند. و اهل بیت علیهم السلام به آن اهدافی که می خواستند مومنین برسند ما می توانیم 5 بعد از ابعاد شخصیت ایمانی و 5 بعد مقابل این 5 تا را که از مولفه های شخصیت جاهل است نام ببریم :

1-مراسمات و ارتباطات آسمانی

در شخصیت جاهلی، ارتباطات آسمانی نیست اما مثلا پنجاه و یک رکعت نماز بخواند. همه ادیان روی مراسمات تاکید کرده اند خصوصا اسلام: مراسم حج، مراسم نماز جماعت، مراسم تدفین، کفن کردن، سه بار غسل میت، تلقین  و ...

یکی از ارکان شخصیت ایمانی، مراسماتی است که در آن مراسمات، ارتباط خودش را آشکار می کند و بروز آن با خداوند متعال است. مثلا شکر بر سه قسم است:

1) شکر قلبی: هر نعمتی را از خداوند بدانیم. حضرت موسی(علیه السلام) از خدا سوال کرد من چه طور شکر تو را به جا بیاورم با این همه نعمت؟ ندا رسید که تو اگر تمام نعمت ها را از من بدانی شکر مرا به جا آورده ای.

2) شکر عملی یعنی نعمت هایی را که خداوند به انسان داده است در همان جایی خرج کنیم که خداوند خواسته است. اولین چیزی که خداوند در ارتباط با خودش واجب کرده است.

3) شکر لسانی: وقتی نعمتی به انسان می رسد بگوید الحمد لله رب العالمین و ابراز کند. تشکر کنیم یا سجده کنیم این ابراز کردن باعث حفظ و یادآوری شکر قلبی و شکر عملی می شود. ایمان یک رکنش ابراز با لسان است که یکی از ارکان شخصیت دینی است. در مقابل؛ نداشتن شکر نعمت هایش در شخصیت جاهلی است. همان شکر منعم. مثلا 51 رکعت نماز، 17 رکعت واجب و 36 رکعت نافله که اگر یادمان رفت توصیه شده که قضا کنیم.

 

2-محوریت امام علیه السلام

از پیامبر اکرم (صل الله علیه و اله ) نقل شده که: من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة الجاهلیه.

از این روایت معلوم می شود که یکی از ارکان شخصیت جاهلی این است که با محوریت امام نباشد، در مقابل شخصیت ایمانی امام محور است. امام خط کش و میزان اعمال مومن است.

علی علیه السلام میزان الاعمال است. محوریت امام مثل خط کش است. خط کش مشخص می کند انحراف را.

از امام صادق علیه السلام نقل شده : اینکه در قرآن آمده ما ستارگان را علامت قرار دادیم منظور چیست؟ یعنی ستارگان برای شما علامت هایی هستند که می توانید مسیر و راه را تشخصی دهید. اما ما راه و مسیر آسمانی را مشخص می کنیم که شما با دیدن ما مسیر آسمانی را پیدا می کنید. این نشانه در زیارت اربعین مشخص است.

می گوئیم: لم تنجسک الجاهلیه بانجاسها بعد می گوییم: امام حسین علیه السلام خونش را اهدا کرد  در راه تو تا مردم از جاهلیت نجات پیدا کنند.

چرا که زندگی مردم عصر امام حسین علیه السلام داشت با حذف محوریت امام تعین پیدا می کرد و عادی می شد.

علامه طباطبائی رحمه الله می گوید: هیچ روایت فقهی از امام حسن و امام حسین علیهما السلام نقل نشده است یا بعضی می گویند خیلی کم است. این علامت آن است که مردم زمان امام حسن و امام حسین علیهما السلام، ایشان را محور زندگی شان نمی دانستند. چون اهلبیت (علیهم السلام) را معیار دستورات دینی نمی دانستند. با شهادت ابا عبد الله الحسین علیه السلام ورق برگشت و مسئله محوریت امام مطرح شد اگر چه حاکمیت به اهل بیت علیهم السلام برنگشت اما امامت اهل بیت علیهم السلام برگشت و دیگر به اهل بیت علیهم السلام کاری نداشتند و محترم بودند فقط می گفتند در حکومت کار نداشته باشید پس محوریت نداشتن امام عین زندگی جاهلی است لذا اگر همه عبادت ها را بکنی اما اگر ولایت نداشته باشی هیچ چیزی برایت نیست.

حال امام علیه السلام نیست. نائب آن فقیه جامع الشرائط که هست خداوند به حضرت موسی علیه السلام می فرماید کسی که امامش را گم کرد دچار حیرت و ضلالت است.

کسی که امام زمانش علیه السلام را نشناسد در حیرت و ضلالت است. پس امام محوری در زیارت اربعین گره خوره خورده است با زندگی جاهلی. امام محوری و تحفظ بر امام یعنی هر چه امام فرمود بپذیری نه اینکه بگوئیم اگر فرمایش امام علیه السلام موافق با مصلحت بود و به صلاح بود انجام می دهیم. که بعضی این طور هستند بلکه باید بگوئیم چون امام علیه السلام می فرمایند انجام می دهیم مانند حضرت عباس (علیه السلام)

3-انگشتر به دست راست گذاشتن

نمی دانیم فلسفه اش چیست. شاید تاثیرات جسمانی داشته باشد. اما احتمال دارد نماد باشد چون بخشی از نظام اسلام نماد و شعار است.

و همین طور دو قسم دیگر جای تامل دارد.

4- سجده بر خاک کردن

که نشان دهنده محوریت انسان به خداست.

5- وآخرین علامت، جهر به بسم الله الرحمن الرحیم

احتمال دارد نماد تدین اجتماعی باشد. رکن شخصیت جاهلی بی تفاوتی اجتماعی است یعنی  کارهای تو به من ربطی ندارد و کارهای من هم به تو ربطی ندارد!

آقای مصباح می گفت: من در جمع اساتید ایرانی خاج از کشور سخنرانی داشتم. بعد از سخنرانی من یکی از اساتید آمد و گفت: خدا لعنت کند کسی را که باعث شد من ساکن آمریکا شوم، چرا که دیشب رفتم در اتاق خواب دخترم و دیدم یک پسری است پیش دخترم! عذر خواهی کردم و آمدم بیرون. بعد دخترم آمد بیرون و دعوا کرد که چرا بدون اجازه وارد اتقاق من شدی؟ هر چه من عذر خواهی می کردم باز او ادامه داده و با من دعوا می کرد.

رکن شخصیت دینی تدین جهادی اجتماعی است. یعنی باید رفتار های ما منبر باشد پوشش ما منبر باشد.

نظر شما ۰ نظر

captcha
Clock second-hand Clock minute-hand Clock hour-hand
دوشنبه
۰۷ اسفند ۱۴۰۲
۱۵ شعبان ۱۴۴۵
2024 February 26